BATISTA

 

نام واقعی : David Michael Bautista

نام داخل رینگ : Batista

لقب : The Animal

-------------------------------

قد : 6.6 فوت

وزن : 325 Ibs

--------------

زمان تولد : January 18, 1966

محل تولد : Washington, D.C.

--------------------------------

آغاز حرفه : 1997

مربی : Wild Samoan Afa

ضربه نهایی : Batisa Bomb

-----------------------------

دشمنان :

Rikishi
Randy Orton
Rob Van Dam
Scott Steiner
Booker T
Goldust
Chris Jericho
Shawn Michaels
The Dudley Boyz
Chris Benoit
Randy Orton
Ric Flair
Triple H
John "Bradshaw" Layfield
Mark Henry
The Undertaker
The Great Khali
Edge

The EdgeHeads

Montel Vontavious Porter

Umaga (WrestleMania 24)

Edge

CM Punk

John Cena

-----------------------------

در 11, جولای سال 1999 ادی گیلبرگ یک مسابقه با باتیستا ترتیب داد

قبل مسابقه در بک استیج باتیستا خیلی سریع گیلبرگ را که در لاکر روم بود زد و گیلبرگ مسدوم شد و نتونست مسابقه بدهد و بازی به نفع باتیستا تموم شد.
باتیستا در باشگاه WXW کارمیکرد که سرپرست اون باشگاه Wild Samoan Afa بود که مربیگری باتیستا رو میکرد سرانجام باتیستا در اون لیگ در اوکتبر سال 1999 اسم خودش را Kahn کاهن گذاشت.
او اولین مسابقه خود را در WXW با نام Kahn در 30 اوکتبر سال 1999 انجام داد که Southtown Joe را برد در فوریه سال 2000 باتیستا با لیگ WWF قراردادی امضا کرد.
اما زیاد این قرارداد طول نکشید زیرا در WWF به باتیستا میدان نمیدادند به همین خاطر او در تابستان سال 2000 به باشگاه Ohio Valley Wrestling رفت و اسمه خود را Leviathan گذاشت و در گروه Disciples of Synn عضو شد.
در 13 دسامبر سال 2000 Leviathan از دست یکی از سوپر استار های WWE به نام کین عصبانی شد و در یک مسابقه ای به نام DARK MATCH
با او مبارزه کرد که شکست خورد.
در 24 اوکتبر سال 2001 Leviathan در OVW SHOW توانست وال وینیس را مغلوب کند.
Leviathan در 28 نوامبر سال 2001 در مسابقه داخل شهر جفرسون با "The Machine" Doug Basham انجام داد که پیروز شد و قهرمان جدید کمربند OVW Heavyweight شد .
Leviathan در 16 ژوین سال 2002 از کمربند خود در مقابل D'LO BROWN دفاع کرد و برون را شکست داد.
وی در 2 مارچ سال 2002 در Indianapolis, IN توانست یک مسابقه battle royal را به سود خود به پایان ببره.
Leviathan در 30 مارچ سال 2002 در Tojo Yamamoto Memorial Show کار کوتاهی رو با Bruiser Graham شروع کرد . ( دقیقا نمیدونم چه کاری؟)
در 9 می سال 2002 باتیستا کار خود را با لیگ WWE را آغاز کرد و اسمه خود را Deacon Batista گذاشت و با Reverend D-Von (Dudley) شروع به کار کرد.
بعد از یک مدت که نام the Deacon نتونست دوام بیاورد او دوباره اسمش و قیافه اش را عوض کرد و اسمه خود را باتیستا گذاشت و در خارج از رینگ با WWE قراردادی جدید امضا کرد.
در 15 آگوست سال 2002 در فصل نقل و انتقالات اسمک دان دوستش دادلی را در بک استیج زد و نقش بر زمین کردش .
و هفته ی بعد این ماجرا باتیستا مسابقه با دیون دادلی برگزار کرد که او را شکست داد.
بعد از این ماجراها در 4 نوامبر سال 2002 او به راو اومد و در اونجا اسمه خود را دیو باتیستا( Dave Batista ) گذاشت.
در 25 نوامبر سال 2002 باتیستابه یاری ریک فیلر امد و ریک فیلر توانست کین بزرگ را مغلوب کند.
در هفته ی بعد راو در Austin, TX. باتیستا به کمک ریک فیلر توانست هاریکین را مغلوب کند.
باتیستا در Armageddon سال 2002 توانست که کین را شکست دهد..
وی در ژوین سال 2003 به گروه جدید Evolution پیوست که اعضا این گروه
تریپل ایچ - باتیستا - رندی اورتون و ریک فیلر بودن.
در فوریه سال 2003 باتیستا دچار یک مسدومیت شد که زیاد هم طول نکشید.
در آرماگدون سال 2003 در Orlando, FL. باتیستا به همراه ریک فیلر در مسابقه ای به عنوان tag team turmoil با گروه DUDLEYS شرکت کردند که سرانجام مسابقه رو برندند و قهرمان جدید World Tag Team در رویال رامبل سال 2003 باتیستا و ریک فیلر در مسابقه TABLE TORNANDO TAG باز گروه DUDLEYS را شکست دادند و از کمربند خود دفاع کردند.
در 7 فوریه سال 2004 در شهر Saitama کشور ژاپن باتیستا و ریک فیلر برای سومین بار متوالی گروه Dudley Boyz را شکست دادند و از کمربند خود دفاع کردند
در رستل منیا XX که در شهر نیویورک برگزار شد باتیستا به همراه اورتون و ریک فیلر در قالب گروه Evolution توانستند راک و میک فلوی را شکست دهند.
در 22 مارچ سال 2004 در شهر Detroit, MI. در راو باتیستا به همراه ریک فیلر با تگ تیم بوکر تی و روب وان دام مسابقه دادند که بازی را بردند و کمربند World Tag Team را ماله خود کردند.
در Vengeance سال 2004 باتیستا توانست کریس جریکو را شکست دهد.
باتیستا در رویال رامبل سال 2005 در شهر Fresno, CA. توانست جان سینا را از رینگ بیرون پرت کنه و قهرمان رویال رامبل بشود و در رستل منیا اون سال برای کمربند World Heavyweight مبارزه کند.
باتیستا در Wrestlemania 21 که در شهر Los Angeles, CA انجام شد توانست تریپل ایچ را شکست دهد و قهرمان جدیدWorld Heavyweight شود.
در BACKLASH سال 2005 باتیستا باز تریپل ایچ را برد و از کمربند خود دفاع کرد.
در Vengeance سال 2005 که در شهر Las Vegas برگزار شد توانست تریپل ایچ را در مسابقه HELL IN A CELL شکست دهدو از کمربند خود دفاع کند.در Summerslam سال 2005 باتیستا در مسابقه ای با نام no holds barred match توانست JBL را شکست دهد و از کمربند خود دفاع کند.
باتیستا در No Mercy سال 2005 توانست ادی را شکست دهد و از کمربند خود دفاع کند.
باتیستا در Taboo Tuesday سال 2005 به جای استن کلد در مسابقه ی streetfight شرکت کرد و توانست Jonathan Coachman را شکست دهد.
در 13 دسامبر سال 2005 باتیستا به همراه ری مستریو توانستد گروه MNM را شکست دهند و قهرمان های جدید WWE Tag Team شوند
همچنین باتیستا در SURVIVE SIERES سال 2005 در مسابقه SMACKDOWN VS RAW در تیم اسمک دان حضور داشت که توسط کین چوک اسلم خورد و شان مایکلز و را پین فال کرد.
باتیستا در ARMAGGEDON سال 2005 در مسابقه ی CHAMPOIN VS CHAMPOIN به همراه ری مستریو حضور داشت که در نهایت مغلوب گروه بیگ شو و کین شدند .
در 12 ژوین سال 2006 باتیستا که از هفته پیشش توسط مارک هنری مسدوم شده بود آمد و کمربند World Heavyweight خود را به تدی لونگ داد و از مردم خداحافظی کرد.
باتیستا در ROYAL RUMBLE و no way OUT سال 2006 هم با اینکه مصدوم بود آمد و دل مردم را شاد کرد.
در سال 2007 بعد از اینکه King Booker کمربند World Heavy Weight را از Rey Mysterio برد او با نهایت قدرت این کمربند را از او برد اما زیاد طول نکشید که آن را به Edge باخت.

-----------------------------------------------------------------------------------
مقدمه:

دیوید باتیستا ستاره ی تکرار نشدنی کشتی کچ جهان است که توانست از بدو ورودش در "دابلیو دابلیو ای" تمام علاقمندان رو مجذوب خودش کند.قدرت مثال زدنی باتیستا و همچنین سرعت مناسب با اندامش از ویژه گی های بارز این کشتی گیر محسوب میشد.زندگی سخت او در آغاز نوجوانی همیشه یکی از موذلات او در زندگی بوده است.باتیستا به تبعیت از آن دوران در جوانی هم نتوانست فرد مناسبی برای اجنماع باشد.او به هر ترتیب علاقه ی زیادی به ورزش داشت ولی عوامل مختلف مانع شروع ورزش او در جوانی شد و می توان وضع بد او در آغاز زندگی را مهمترین علت دیر به شهرت رسیدن باتیستا دانست.
باتیستا در آغاز نوجوانی فرزند حاصل از یک طلاق شد و بعد از آن به تنهایی مادر یونانی خود زندگی کرد .او تا سن 28 سالگی شغلهای مختلفی را مانند غریق نجاتی و مامور امنیتی بودن را تجربه کرد سرانجام در یک برخورد اتفاقی با "ویلد سامون ای اف آ" مرد کهن کار کشتی ،عرصه ی ورود خود را به حرفه ای شدن پهن تر کرد.باتیستا با حضور در لیگهای پایه ی کشتی کچ با درخشش خود خیلی سریع خود را با سیستم های فوقانی کشتی کچ آشنا ساخت و مقدمات حضور خود در لیگ جهانی "دابلیو دابلیو ای" را فراهم ساخت.
شاید اولین حضور او در این سیسستم نظر مثبت کارشناسان را در رابطه با یک مرد آینده دار ،برانگیخت .و او با ورود خود آغوشی گرمتر از ریک فلیر اسطوره تاریخی کشتی کچ نیافت.باتیستا با درخشش خود در مسابقات هفتگی و بعضا ماهانه تبدیل به یکی از اعضای گروه "تکامل" شد.
او در این گروه نقش پررنگی را ایفا کرد تا جایی که بعضا قهرمانی های طلایی را به کمک او ،سردسته ی گروه یعنی ، تریپل اچ بدست آورد .به هرسان حضور 3 ساله ی او در گروه "تکامل" دیر یا زود باید خاتمه می یافت.ولی باید اعتراف کرد که دیوید خیلی زود توانست به یک ستاره ی مردمی تبدیل شود .نکته ای که در اوایل سال 2005 با زدن فن زیبای اسپاین باستر به غول 220 کیلیویی ،یعنی ویسرا به اوج رسید و دیگر شاهد یک باتیستای منفور نبودیم.
باتیستا با محبوبیتی که بدست آورد توانست روز 3 آوریل 2005 را به یکی از بهترین روزهای زندگی خود تبدیل کند و جشن قهرمانی سنگین وزن را در مقابل دوست قدیمی و زخم خورده ،و در مقابل دیدگان هواداران بی شمارش ،بر پا کند.
باتیستا که دیگر به اولین چهره ی مطرح کمپانی تبدیل شده بود ،موفق شد قهرمانی خود را تا اواخر سال 2005در مقابل ستاره های بزرگی حفظ کند وبعد از آن هم تنها یک واقعه ای ناگوار که ناشی از مصدومیت 3 سر بازوی او بود ،توانست جلوی وی قد الم کند و قهرمانی را از او برباید.به این ترتیب او 6 ماه از زندگی را به سختی و دور از رینگ گذراند و به جرات می توان گفت که با بازگشتش نتوانست ،نمایشی از باتیستای سابق به اجرا بگذارد.ولی او باز هم پله پله به روز های اوج خود نزدیک شد و بیشتر مسابقات پیش رویش را با موفقیت نسبی گذراند و صحنه هایی زیبا از رقابت های جذاب خودش با دوست خود و ستاره ی افسانه ای کمپانی یعنی تیکر کبیر به جای گذاشت .شاید کلید رمز شکست دادن تیکری که در اوج محبوبیتی و مثبت بودن قرار دارد فقط در دستان ستاره های بزرگی مانند استون کلد باشد ولی باتیستا هم نشان داد که کمی از آن ستاره ها ندارد و با اینکه تجربه کمتری نسبت به آنها داشت توانست 28 اکتبر 2007 در میان تشویق هوادارانش آندرتیکر را شکست دهد.
باتیستا که در باشگاه اسمکداون همیشه یکی از مین اونترهای اصلی بود ،در سال 2008 به خواسته ی مسئولان به براند اصلی یعنی راو نقل مکان کرد و تا چند روز دیگر هم باید بخت خود را برای قهرمان شدن در "گرت آمریکن بش" بیازماید.
----------------------------------------------------
زندگینامه:

او در 18 ژانویه 1969 در ویرجینیا دیده به جهان گشود و یک سال داشت که توسط خانواده به شهر واشنگتن دی سی نقل مکان کرد .و در آنجا رشد و پرورش یافت.
حضور منزل آنها در یکی از پایین تر نقاط شهر که در آنجا بزه بیداد می کرد ، زندگی عادی او را در هاله ای از ابهام قرار داد .طوری که در او در آغاز نوجوانی راه سختی برای کسب در آمد پیش روی خود می دید و به ناچار بعضا به کارهای اشتباهی دست می زد که آتشی بر دامنه ی بزهکاری او می زد.
باتیستا در بدو نوجوانی خود با طلاق پدر و مادرش روبرو شد و به ناچار از آن پس به تنهایی با مادر خود گذران عمر کرد.باتیستا که تا قبل از این حادثه هم به دلیل شغل ... پدرش بویی از احساس پدرانه نبرده بود خیلی زود توانست استقلال خودش را پیدا کند .
او در ابتدا در یک کاواره ی کلاسیک مشغول به کار شد و بعد از مدتی توانست در آنجا مامور سرکوب اخلا لگریها شود و بعد از آن هم در چند نمایشگاه و دیسکو مامور امنیتی شد.
او که همراه با این کار سخت به دنبال ورزش بدنسازی بود ،به علت اندام متناسب خود در واشنگتن محافظ یک ریسس شرکت تولید الیاف صنعتی شد .
او وقتی 28 سال داشت در یک نمایش پرورش اندام در Minneapolis با "رود واریور انیمال" و " Curt Hennig" ملاقات کرد و آنها که پی به استعداد و اندام متناسب او و همچنین چهره ی فتوژنیکش برای کشتی کچ کار شدن،بردند او را به "دابیلو سی دابلیو پاور پلنت" تبدیل کردند.
باتیستا به گفته ی خودش در ابتدا از وضع خود ناراضی بوده و خود را در آن مقطع مناسب همان بدنسازی می دانست .پس بهترین کار را بر هم زدن قرار داد خود با آنها دید.
سپس باتیستا با علاقه ی زیاد در باشگاه"سامون وایلد" ثبت نام کرد و زیر نظر مستقیم او به تمرین پرداخت.
بعد از مدت کم یک ماه "وایلد" او را در در لیگ اختصاصی خود یعنی WXW که یکی از زیر شاخه های WWF بود.وارد کرد و در اکتبر سال 1999 نام مستعار Khan را برای او برگزید .او در 30 اکتبر همان سال در یکی از مهمترین مسابقات خود به مصاف "ساتون جو" رفت که آن مسابقه را با موفقیت پیش رو گذاشت.
باتیستا با پیشرفت خود WWF را مجاب ساخت تا با او قرار داد ببندد و این اتفاق در فوریه ی 2000 صورت گرفت.اما دیری نپایید که این قرار داد فسخ شد و مهمترین دلیل آن ،عدم میدان دادن به دیوید بود .او در آن مقطع حتی در دارک مچ ها هم حضور نداشت.
---------------------------------------------------------------------
حضور در WWE :

اما این بار باتیستا با قدرتی متفاوت نسبت به قبل وارد دابلیو دابلیو ای شد.باتیستا با ورود به آنجا نام خود به Deacon Batista تغییر داد،که با چهره ای بی مو و زنجیر به گردن وارد رینگ می شد.ولی این شخصیت دوام زیادی نیاورد .

باتیستا که در بدو ورودش به دابلیو دابلیو ای در اسمکداون حضور داشت در تاریخ 9 می 2002به همراه دی ون دادلی به مصاف تیم"ران سیمونز"و"رندی ارتن" رفتند که در این مسابقه موفق به برتری شدند.
در 29 آگوست 2002 باتیستا به منیجری دادلی در یک رقابت با "سینا" و "ریکیشی" شرکت کرد که در آنجا عالی کرد و هر دو استار را کتک زد ولی چون به دستورات دی وان دادلی عمل نکرد ،او وارد رینگ شد و با نگاه خشونت آمیز چانه ی باتیستا را در دست گرفت و باتیستا که بسیار عصبانی بود یک اسپاین باستر وحشتناک به دی وان زد و بعد هم رینگ را ترک کرد و مقدمه ای بر ایجاد یک درگیری با دیوان دادلی فراهم آمد.
در هفته ی بعد یعنی 5 سپتامبر 2002 باتیستا در اسمکداون برای تصویه حساب شخصی با دیوان با او رقابت کرد که در پایان موفق شد با اجرای یک پاوربامب زیبا او را شکست دهد.
چندی بعد در بک استیج اسمکداونی که در آن نقل و انتقالات مشخص می شد به دی وان حمله کرد و او را به شدت کتک زد و بعد هم به طور کامل از او جدا شد و به براند راو منتقل شد و در آنجا نام خودش "دیو باتیستا"گذاشت.حضور باتیستا در راو دوره ی جدیدی برای او بود.
Dave در 4نوامبر 2002 اولین مسابقه هاش را در راو برابر Justin Credible انجام داد که با قاطعیت حریف خودش را له کرد.او در هفته ی بعد هم "دی لو براون" را به طرز فجیعی کتک زد.
باتیستا که در آن مقطع فوق العاده خشن و قدرتمند بود خیلی زود توانست درگیریهایش را با استار های بزرگ همچون کین ایجاد کنداو در راو 25 نوامبر در مسابقه ای که بین کین و ریک فلیر انجام میشد،به کمک ریک آمد و همین باعث شد کین شکست بخورد.
و در هفته ی بعد از این اتفاق باتیستا به مصاف کین رفت که باتیستا باز هم با کمک ریک فلیر مسابقه را برد.دوستی باتیستا و ریک فلیر در حال مستحکم شدن بود،به طوریکه 2 دسامبر 2002 باتیستا با کمکهای فلیر موفق به شکست "هاری کین" شد.و بعد از آن مسابقه هم کین وارد شد و باتیستا رو زد..وهمین قضایا منجربه تدارک مسابقه ی بین باتیستا و کین در آرماگدون 2002 شد.
Dave در 15 دسامبر در اولین "پی پر ویوی" دوران حضور خود در دابلیو دابلیو ای شرکت کرد و با یک نمایش نسبتا خوب موفق شد با یک باتیستا بامب کین قدرتمند را شکست دهد.البته این برد با کمک نسبی ریک فلیر صورت گرفت ولی تا به آن زمان کمتر کسی موفق شده بود که به کین آنطور پاور بامب بزند و باتیستا به این مهم دست یافت.
شب بعد از این مسابقه باتیستا که تا آن زمان هیچ باختی را در دابلیو دابلیو ای تجربه نکرد در یک مسابقه ی هندیکپ مچ به مصاف تیم"راب ون دام" و "کین" رفت که در آنجا کمتر از مدت زمان 3 دقیقه بازی را واگذار کرد.
باتیستا در رویال رامبل 2003 به عنوان نفر 28 وارد رینگ شد و توانست نمایش زیبایی از خود به جای بگذارد و در طول مسابقه بارها براک لسنر را زد و یک اسپاین باستر زیبا هم به آندرتیکر زد و جزء 3 نفر آخر رینگ شد که در نوع خود ستودنی است.
در 20 ژانویه 2003 باتیستا در راو به مصاف اسکات استاینر رفت و در این مسابقه در آستانه ی باخت قرار داشت ولی ناگهان گروه اوولوشن به کمک او آمدند .دخالت این گروه که شامل "فلیر" و "رندی ارتن" و "تریپل اچ" بود باعث شد این مسابقه از سوی داور DQ بشه .بعد از این مسابقه گروه اوولوشن به همراه باتیستا به شدت استاینر را کتک زدند.و بعد ها هم کمکهای باتیستا به این گروه موجب شد که وی هم به این گروه پرآوارزه بپیوندد.
در 27 ژانویه باتیستا به همراه تریپل اچ به مصاف تیم RVD و کین رفتند و در آن مسابقه موفق به پیروزی شدند و بعد از آن مسابقه باتیستا ماسک کین را پاره کرد ولی به هر ترتیب صورت کین پنهان ماند.
در 2 فوریه باتیستا در یک "لایو اونت"برای اولین بار در "دابلیودابلیوای"با براک لسنر مسابقه داد ولی این مسابقه بی نتیجه ماند.
تا چند هفته بعد باتیستا در هر هفته با یکی از اعضای اوولوشن به مصاف تیم بوکر تی و استاینر رفتند که در بیشتر مواقع در شکست خوردند.
باتیستا در 1 مارچ همان سال در یک "لایو اونت" توسط دادلی بویز مصدوم شد و تا مدتی از میادین دور بود.
-باتیستا در می 2003 در یک اتفاق جالب ،وقتی در حال بازی کردن با همسر و دخترش بود به زمین خورد و دوباره عضله ی 3 سر بازویش مصدوم شد و باز هم مدت برگشت او به رینگ به تعویق افتاد.
-در 11 جولای 2003 باتیستا توسط مربی سابق خود یعنی "وایلد سامون" در یک رویداد وی‍ژه مخصوص اولین باشگاه تمرینیش یعنی WXW دعوت شد و در آنجا در غالب یک چهره ی مثبت ،در یک مسابقه به کمک Tito Santana/Virgil/Samu رفت.

----------------------------------------------------------

خداحافظی از WWE :

-جدال و دشمنی باتیستا با جان سینا از جایی شروع شد که باتیستا در حال ورود به رینگ برای کمک به جان سینا در مقابل جی بی ال بود. زمانی که سینا اقدام به زدن مشت به جی بی ال کرد او جاخالی داد و مشت جان سینا به باتیستا برخورد کرد. این جدال مدتها ادامه پیدا کرد و مسابقات زیاد و مختلفی بین آنها صورت گرفت تا جایی که باتیستا در اور د لیمیت 2010 در بازی I Quit برای نخوردن فینیشر جان سینا از بالای ماشین مجبور به گفتن I Quit شد. در راء هفته ی بعد تقاضای بازی مجدد با سینا را کرد. در آنجا بود برت هارت GM جدید RAW به رینگ آمد با مخالفت های فراوان باتیستا به او گفت که او باید امشب با سینا بازی کند. باتستا که بسیار آسیب دیده بود و برروی صندلی چرخ دار نشسته بود بی خیال همه چیز شد این بار برای خداحافظی از WWE گفت I Quit.

--------------------------------------------------------

خانواده:

 

باتیستا که تا کنون دو بار ازدواج کرده دارای 3 فرزند می باشد که از همسر اول فوت شده خود یک دختر 20 ساله و از همسر دوم خود دو دختر 13 و 15 ساله دارد.باتیستا همچنین یک دارای یک خواهر می باشد که روابط نزدکی با هم دارند.
باتیستا در سال 2006 اقدام به نوشتن کتابی مبنی بر زندگینامه ی شخصی خودش کرد .البته ناگفته نماند که در این راه از کمک دوست خودش "جرمی رابرتز" بی نیاز نبود.بیشتر حواشی زندگی باتیستا را می توان در این کتاب یافت که در ÷ایین می تونید خلاصه ای از سر فصلهای این کتاب رو بخونید.

Batista Unleashed Book
باتیستا در این کتاب بیانات تلخ و شیرین و بعضا تکان دهنده ای رو به روی کاغذ آورد.مطالبی در مورد لحظات به یاد ماندنی خودش،لحظات تلخ و تجاربی که از آنها کسب کرد و مسائل زیادی دیگری..
باتیستا در این کتاب به جدا شدن مادر یونانی خود از پدر فلیپینیش در نونهالی اشاره می کند.او طبعات نامطلوب این طلاق را برای خود در آغاز سنین عمرش به تفصیل شرح می دهد.
او به اعمال ناشایست خود در سنین نوجوانی از جمله اتومبیل دزدی اعتراف می کند.او با شجاعت به حمل مواد مخدر در سن
۱۳ ساللگی اشاره می کند.
باتیستا با شجاعت در مورد شهوت رانی خود در سنین جوانی سخن می گوید و روابط خود را با زنها و حتی فرزندان نا مشروع خود به روشنی بیان می کند.
باتیستا به مامور امنیتی بودنش در یک کاواره اشاره می کند .او درگیریهای که اثرات مخربی بر روی روحیه او داشته است را بیان می کند.
او به تمرینات سخت بدنسازی خود اشاره می کند و سختی هایی که برای آن بدن متحمل شده است را به روی کاغذ می آورد.
باتیستا به جعل کارت شناسایی خود برای استفاده از سنی جوانتر اشاره می کند.
باتیستا در مورد همسر فوت شده اش angel می گوید.باتیستا اسم او را با عنوان angel in kanji بر روی دست راستش خالکوبی کرده است.باتیستا می گوید آنجل سالها با شجاعت با سرطان تخمدان جنگید ولی در آخر نتوانست مقاومت کند و فقط خاطرات شیرینش را به جای گذاشت.
باتیستا به حبس یک شبه ی خود در زندان اشاره می کند.
باتیستا به استقلال کامل خود در سن
۱۷ سالگی اشاره می کند و ریاضتها و سختیهای که برای کسب در آمد در آغاز جوانی تحمل کرده است به وضوح بیان می کند.
باتیستا نیمه ی خشمگین خود و راههای دشواری که برای کنترل آن طی کرده است را به روی کاغذ می آورد.
باتیستا در مورد شغل نجات غریقی خود و استعداد فوق العاده اش در این رشته سخن می گوید ومقطع زمانی را که با این شغل امرار معاش کرده است را به همراه خاطراتش بیان می کند.
باتیستا به شغل پیرایش گری پدرش اشاره می کند.
باتیستا به پرخاشگری خود در کودکی و نوجوانی و ذله شدن اطرافیان از دست او به دلیل این افسارگسیخته گی اشاره می کند.
باتیستا به حضور پر تعدادش در دعواهای خیابانی در سنین جوانی اشاره می کند.
باتیستا به کسب نمرات ضعیفش در دبیرستان اشاره می کند.
باتیستا به اشک شوق طرفداران بیشمارش در رسلمینیا
۲۱ و تصاحب معتبرترین تایتل دوران کچ خود اشاره می کند و آن لحظه را از بهترین لحظات عمر خود یاد می کند.
باتیستا با شجاعت به رابطه ی خود با ملینا اشاره می کند و ملینا را از بهترین دوست خود می داند.
باتیستا به مصدومیت کزایی خود توسط مارک هنری اشاره می کندو طبعات بد مصدومیتی عضله ی
۳ سربازوی خود را بر روی جسم و روانش به طور کلی باز می کند.
و باتیستا به.....

بله..تاکیدا باید گفت باتیستا صحبتهای تلخ و شیرین زیادی را با قلمی شیوا به زبان آورده است که خواندن آن برای طرفداران وی خالی از لطف نیست .

چندی پیش هم بعد از حدود 1
.5 دهه خبرنگاران از باتیستا بازخواستی کرده بودند در مورد اتفاقی که در نوجوانی برای باتیستا رخ داده بود..این اتفاق مربوط میشه به زمانی که باتیستا در نوجوانی به سر می برد..
باتیستا در آن مقطع زمانی مرتکب جرمهایی مانند اتومبیل دزدی و درگیری های خیابانی شده بود که حال همه چیز بر میگرده به دورانی که باتیستا یک رهگذر خیابان رو به شدت کتک زده بود...
در حال حاضر باتیستا از دست خبرنگاری که این موضوع رو بیان کرده ابراز عصبانیت کرده و به سوالات خبرنگاران به صراحت پاسخ داده :
من فراموش نکردم از کجا آمده ام و چه هستم..من بارها به کارهای پلیدم در جوانی اعتراف کردم (نمونه بارز آن کتاب خود باتیستا Batista Unleashed است)..
دلیل آن کارها بر می گرده به بدون پدر بزرگ شدن من در دوران نوجوانی...من به همراه مادرم در محله ای از واشنگتون زندگی می کردیم که قتلهای زیادی در آنجا صورت می گرفت و بزه در انجا بیداد می کرد..همین عوامل در بزهکاری من نقش اساسی داشت.
-----------------------------------------------------------------------
آخرین مصاحبه های انجام شده با باتیستا:

-کدام یک از استارها از تو واهمه ای ندارند؟
باتیستا:قطعا و بدون شک تیکر..او مرد بی همتای کشتی کچ است و از مبارزه با او سیر نمی شوم ...تیکر لجند افسانه ای wwe و هال اف فیمر بعدی است که به او صادقانه عشق می ورزم..

-رمزه اندام فوق العاده و همیشه برنزه و متعادل شما چیست؟
باتیستا:متعادل بودن بدن من جای بحث زیادی دارد..من همیشه کنار ساحل بودن فلوریدا رو دوست دارم و از زندگی در اینجا لذت می برم..ساحل فلوریدا به من آرامشی می دهد..چون اجازه ی رشد و بهتر بودن را من داده است...

-فیلم سینمایی مورد علاقت؟
باتیستا:Sleeplees In Seattle

با بازی فوق العاده ی Meg Ryan & Tom Hanks (عاشق این فیلم هستم)

 


آخرین مصحابه ای با اسلم رسلینگ:

-در اولین سوال ازت می خوام کمی در مورد درافت امسال توضیح بدی و تمایل داری به کدام باشگاه بپیوندی؟

Batista-خب حضور در یک براند خاص می تونه یک موضوع سلیقه ای باشه..من سه سال در اسمکداون حضور داشتم و به حضور در آن افتخار می کنم چون مثل خانه ی من و طرفدارای زیادی دارم که هر هفته به خاطر بلیط دیدن مسابقات رو تهیه می کنند..به شخصه دوست دارم در اسمکداون بمونم و به پیشرفتش کمک کنم و همچنان مفید باقی بمانم...من فکر می کنم در اسمکداون بمانم.

- نظرت در مورد برت هارت و شاون مایکلز ؟

Batista-به شخصه شاون مایکلز رو یکی از الگوهای خودم در دوران زندگی می دونم و همیشه رقابت با او رو در اوج بودن،می دونم .در مورد برت هارت باید گفت که از بزرگان بی چون چرای تاریخ هست..من از خواندن کتاب h, بسیار لذت بردم ..بنابراین تصمیم گرفتم در وصف او چند خط در کتابم بنویسم...صحبتهای برت هارت در هال آف فیم فراموش ناشدنیست.برت شخصیتی فوقالعاده ایست چون حرفهایش برایم فوق العاده جالب هست..من خیلی دوست دارم با برت هارت رابطه ی نزدیکی برقرار کنم از شخصیت او استفاده کنم..
--------------------------------------------------
حضور باتیستا در عرصه ی هنر:

شاید باتیستا از معدود ستاره هایی هست که دنیای کشتی کچ زیاد در فیلم های اکشن جایی نداشت یا اینکه خود او تمایلی به دخول در این شرایط نداشت.این در حالی هست که باتیستا می تواند حتی در کارهای سطح بالای هالیوودی به ایفای نقش بپردازد .او این موضوع را در یک صحنه ی کوتاه از سریال Smallville به خوبی نشان داد.
سریال Smallville یکی از زیباترین و بهترین سریال های روز جهان است که از جذابیت بالایی برخوردار است.در مورد سبک این فیلم باید بگم که این فیلم داستانی و تخیلی است.

کارگردان این فیلم از برخی از سوپراستارهای کشتی کج دعوت به بازی در این سریال کرد که از جمله این سوپراستارها می توان باتیستا ، کین ، اشلی را نام برد .

از حق نگذریم باتیستا در این فیلم عالی کار کرد و نقش خود را به نحو احسن ایفا کرد و توانایی های خود را در این زمینه نشان داد.